~~   آدم الکیا   ~~

ما فقط ادعای آدم بودن داریم.آدم میلیون ها ساله مرده...

از یاد رفته...

جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰ 12:41

امروز اومدم به وبلاگ سر بزنم

به امید یه نظر

یه پیام

ولی ظاهرا اینجا رو همه فراموش کردن...

 

شبنم

غم تر

جمعه هشتم بهمن ۱۴۰۰ 14:5

چه غریب ماندی ای دل نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

شبنم

...

جمعه هشتم بهمن ۱۴۰۰ 13:52

چهار ماه از نبود پدرم میگذره.

چهار ماهی که هم کوتاه بود هم طولانی

انگار همین دیروز بود بردمش بیمارستان 

دستشو گرفتم و باهم میگفتیم میخندیدیم

همین دیروز بود که رفتم ملاقاتش و بهم لبخند زد گفت دخترم دیگه نیا ملاقات

منم دیگه نتونستم برم

یعنی نشد که برم

کسی نبود که برم ملاقاتش...

تدارکات مرخص شدن و خوش آمد گوییش قسمت مراسم ختمش شد....

و منی که قرار بود تکیه کنم به بقیه شدم یه تیکه سنگ که هر کی خواست تکیه بزنه بهش.

چهار ماه بقضم رو قورت دادم 

اشکم رو نگه داشتم

شدم تکیه گاه خانواده ام

گریه خیلی هارو دیدم

زن و مرد ...کوچیک و بزرگ...

ولی گل دلتنگی و بغضم رو تو یه مشت خاک قبر پدرم که انداختم گردنم قایم کردم

سعی کردم پدرم رو دفن نکنم.

تو دلم ،تو خونه ام نگهش دارم

هنوز منتظرم وقتی میرم بیرون بابام زنگ بزنه که( دخترم کجایی؟ )

هر شب صدای پاهاش تو خونه میاد و من میمیرم و زنده میشم 

نمیدونم چه حالی دارم

نمیدونم چی میخوام

فقط میدونم هر چی هست قشنگ نیست...

خوب نیست...

هرچقدر که من بگم،بخندم،از حقیقت فرار کنم...

اصلا خوب نیست...

 

پ.ن: بیاید برای سلامتی بیمارا دعا کنیم.برای مغفرت رفتگان دعا کنیم. و دعا کنیم خدا اسیر های این خاک رو هم  اول بیامرزه بعد ببره.

 

برچسب‌ها: پدر , خدا , مغفرت , فوت
شبنم
بیوگرافی
این روزا همّـــــــه چی روبه راهه...
جز اینکه هیچی رو به راه نیست...

******
ببخش خودت را برایِ تمامِ راه های نرفته برایِ تمامِ بی راه های رفته ببخش ،بگذار احساست قدری هوایی بخورد … گاهی بدترین اتفاق ها هدیه ی زمانه و روزگارند تنها کافیست
خودمان باشیم ! که خود را برای تمامی ِ این بی راه ِ رفتنمان ببخشیم و به خودمان بیائیم

******

تا بوده، همین بوده: همیشه دلتنگ اونی هستیم که نیست و حوصله کسی رو نداریم که هست! بعد شکایت می کنیم از تنهایی هامون …

******

ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیم… شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم!!! اما روزی … برای کامل کردن نقاشیمان به دنبال هم خواهیم گشت .. به شرطی که همدیگر را تا حد نابودی نتراشیده باشیم…

******
دقیقا وقتی که داری توی بی‌خیالی همه چیو فراموش میکنی یهو یه آهنگی، یه نوشته‌ای، یه اسمی، یا حتی یه حرفی …‌ همه خاطراتو میاره جلو چشمت ..
برچسب‌ها
کدهای وبلاگ