یه حرف خوبی یکی از معلم هامون میزد.
میگفت شب امتحان درس نخونید...بزارید چیزایی که یاد گرفتید براتون جا بیافته...
میگفت ذهن آدم مثل لیوان آب میمونه. چیزای جدیدی که یاد میگیرید مثل شن و ماسه ای هستن که میریزه تو این لیوان.هر روز با تکرار و تمرین دارید همش میزنید.
برای اینکه بتونید درست و با دقت نگاهش کنید و درکش کنید نباید زیاد همش بزنید. باید بزارید ته نشین بشه.بعد با دقت لایه به لایه شو بررسی کنید...( شب امتحان فرصت این ته نشین شدنه)
....
فکر میکنم احساس آدما هم همینطوری عمل میکنن... وقتی زیادی درگیر احساسی میشیم و مدام کنکاش میکنیم تو مغز و قلبمون انگار داریم همون لیوانه رو هم میزنیم.
وقتی به خودمون وقت میدیم. تنفس میدیم و میزاریم این ذهن و دل لا مذهب اروم بگیره ، تازه این احساسات لایه به لایه، از سنگین به سبک ته نشین میشن..
بعد که بهشون نگاه کنی عیارشون دستت میاد... تازه میفهمی چند چندی... اصلا تازه میبینی چقدر لیوانت پر شده؟!!