هرروز میبینمش,خوب میشناسمش,میدونم تودقیقه دقیقه زندگی چی بهش گذشته,واقعا آدم صبوریه.
هرروز میبینمش,موهای سفیدش روزبه روز بیشتر میشه وخنده هاش کمرنگ تر.
هرروز میبینمش,خیلی تنهاس,بامن دردودل میکنه,حتی گریه هاشم میاره برای من.
هرروز میبینمش,کلی دلم براش میسوزه.
هرروز میبینمش,اما وقتی میادتواتاقم خیلی حس بهتری دارم,آخه آینه اتاق من خیلی بزرگه.
نگرانم,اگرتمام آینه هابشکنند,هم من تنها میمونم,هم اون